شعر معروف سربازی رو تقدیم میکنم به همه دوستای عزیزم که در حال گذروندن دوران سربازی هستند. من که خودم از این شعر خیلی خاطره دارم. قبل از خوندن توجه کنید که به سرباز تو نیروی دریایی ناوی میگند.
یه شب در پادگان پاس بخش بودم
ناوی همدم من
همه در خواب و من بیدار بودم
ناوی همدم من
تفنگم را نهادم بر لب سنگ
ناوی همدم من
نشستم گریه کردم با دل تنگ
ناوی همدم من
الهی خیر نبینی سرگروهبان
ناوی همدم من
چرا امشب مرا کردی نگهبان
ناوی همدم من
نوشتم نامه ای بر برگ انجیر
ناوی همدم من
شدم سرباز و خدمت کرد مرا پیر
ناوی همدم من
نوشتم نامه ای بر برگ انگور
ناوی همدم من
شدم بیچاره گشتم از وطن دور
ناوی همدم من
نوشتم نامه ای بر برگ چایی
ناوی همدم من
کلاغ پر میروم مادر کجایی
ناوی همدم من
نوشتم نامه ای بر برگ خرما
ناوی همدم من
چطور طاقت بیارم بیست و یک ماه
ناوی همدم من
لباس آشخوری رنگ زمینه
ناوی همدم من
برادر غم مخور خدمت همینه
ناوی همدم من
بسوزد آنکه خدمت را بنا کرد
ناوی همدم من
تمام مادران را چشم به راه کرد
ناوی همدم من